| X Close | ||
امشب یه فیلم مستند از شبکه نوروز که یک شبکه کرد زبانه دیدم که خواب رو از سرم پرونده
صحنه هایی دلخراش از جنایات صدام بر علیه کرد ها این قوم نگون بخت ومظلوم تاریخ مطمعنا فیلم دلنشینی از اب در نمیاد
فقط یک صحنه از فیلمو براتون تعریف میکنم وبیبشتر از این روی اعصاب خودم راه نمیرم
سرباز های عراقی که از کوچکترین احساسات انسانی از تهی سرشار بودند پس از حمله به یک روستای بی دفاع کرد نشین مردم رو البته با ارامش به سمت مخزن هایی شبیه مخزن اب که پشت کامیون ها سوار میشن هدایت میکردند البته زنان و دختران زیبا رو از بقیه جدا میکردند و سمت دیگه ای میبردند
بعد از اینکه به تانکر ها رسیدن به مردم دستور دادن که وارد تانکر های اب بشن و برای این کار خودشون به اونا کمک میکردند و دستاشونو میگرفتن وبالا میاوردن و از دریچه تنگ تانکر به داخل هدایت میکردند
قیافه پسر بچه ای که با خنده دست سرباز عراقی رو میگرفت و بالا میرفت از جلوی چشمام یه لحظه محو نمیشه
و لحضاتی بعد تصویری رو میبینی که تانکر های اب رو درون گودال های قرار دادن و لودر ها دارن روی اون خاک میریزن
صدای فریاد های جگر خراش عده ای انسان بی گناه که که با تمام وجود دارن به بدنه تانکر ضربه میزنن موسیقی انتهای فیلمه...
امروز سالگرد بمباران شیمیای حلبچه بود.
بسه دیگه...